أبو القاسم عبد الله بن علي الكاشاني ( القاشاني )

3

عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى )

كوهها قبول نشوونما يافته‌اند و در اجزاى خاك به حجاب احجار محجوب گشته ، و صلوات نامحصور و تحيّات نامعدود بر صاحب قران زمين و زمان ، خلاصهء كون و مكان ، زبدهء عنصر سيادت و خلاصهء جوهر سعادت ، صدر بارگاه رسالت ، سرور انبياء محمّد مصطفى و ياران پسنديده و اصحاب و اتباع و احباب او باد كه شمع جمع حقّ و هادى خلق‌اند ، و سلّم تسليما كثيرا . امّا بعد ملّفق سياقت اين عقد و منسّق سياقت اين نقد بر رأى مطالعان اين كتاب و مستفيدان لباب معروض مىگرداند كه چون معرفت جواهر نفيس و اطايب شريف و افانين قوانين جواهر معدنيّات را شامل و خاصّ و عامّ اهل زمان على الخصوص اصحاب راى و يقين و ارباب خرد و تمكين به معرفت آن طالب و راغب و قرآن مجيد چند موضع به ذكر آن ناطق « 1 » و در صفت بهشت مكرّر آمده . بنابرين مقدّمات مؤلّف اين تأليف و مصنّف اين تصنيف ابو القسم عبد الله بن على بن محمّد القاشانى المورّخ چون خود را درين قسم شهره و با بهرهء تمام يافت داعيهء تركيب و تأليف بر جمع آن غالب و باعث شد كه به سبب مستفيدان اين فن درين باب كتابى قليل الحجم كثير المعنى كى فايدهء آن خاصّ و عامّ را شامل و مرد و زن را كافل بود . و چون همّت بر جمع آن مصروف شد و عزيمت بر تتميم آن تصميم يافت هاتف و ملهم غيب بر سبيل اشارت ندا فرمود كه اگر خواهى كه اين نوباوه را خواستارى و اين امتعهء نفيس

--> ( 1 ) - در اصل سفيدست .